نامهاي براي تبرئه متهمان انفجار نخست وزيري!!!!رجانیوز: پس از درج گزارشي پيرامون فرازو فرود رهايي متهمين انفجار نخست وزيري از مجازات در سايت؛پيام هاي مکرر خوانندگان سايت حاکي از علاقهمندي افکار عمومي در خصوص پرداختن دقيقتر وکاملتر به اين پرونده بود. يکي از سؤالاتي که براي بسياري ازخوانندگان مطرح گرديده، پیرامون نامه شهادت بر برائت متهمین توسط برخی مسئولین وقت به امام و دستور ايشان بود. بررسیاين نامه از آن رو حائز اهمیت است که با گذشت بیش از 23 سال و تغییر دیدگاه بسیاری از سیاسیون،امضا کنندگان آن در انتخابات اخیر و حوادث پس از آن مواضعی بسیار مشابهاتخاذ کردند و به عبارت دیگر نمایانگر ریشههای فکری مشترک میان تبرئهکنندگان متهمین شهادت شهیدان رجایی و باهنر و طيفي از اغتشاشگران امروزاست.
![]() البته بنا نداريم كه تمام امضا كنندگاناين نامه را كه قطعاً اقدامي منطقي نيست ـ متهم سازد بلكه با يادآوري يك سند تاريخي ، خوانندگان محترم را به قضاوت دعوت مي كند . توضیح داده شد که پرونده انفجار نخست وزیری توسط گروهی به مسئولیت بهزاد نبوی خارج از روال قانونی و قضایی تحت بررسی قرار گرفت؛ با حساسیت قوه قضائیه و انحلالاين کمیته، در اولین مراحل تحقیق گروه، نبوی مورد سوءظن بازپرس ویژه قرار میگیرد و به دستوروی، این گروه منحل و بعضی از اعضای آن بازداشت میگردند. اما بهزاد نبوی با برخورداری از اهرمهای فشار گوناگون توانست مانع از رسیدگی کامل بهپرونده گردد. یکی از پشتیبانان او در این عرصه، موسوی خوئینیها بود. اومانع از بازجویی از حجاریان و نبوی ميگردد و حتی آنگونه که برخی ازحاضران نقل ميکنند، خوئینیها با جعبه شیرینی به دیدن متهمین ميرود وآنها را دعوت به استقامت کرده و از رهایی نزدیک آنها خبر میدهد.
او همچنین دستور میدهد تا متهمین کنار هم باشند که علیرغم توضیح در این خصوص که موارد اتهامياینها یکی است و هنوز تحقیقات تمام نشده و دادگاه نیز در پیش است و این امر میتواند باعث تبانی شده و در روند رسیدگی اخلال ایجاد کند، او تأکید میکند که این دستور همین امشب انجام گردد که این امر موجب اعلام استعفای مسئولین پرونده میشود و خوئینیها نیز با ابراز این که تاکنون با شما مماشات کردهام، میگوید همین فردا تکلیف شما را روشن میکنم. همزمان رازینی به نقل از آقاي منتظری اعلام میکند که قائم مقام (وقت) رهبری گفتهاند اگر چیزی نیست، آزاد کنید! این اقدامات اما مورد انتقاد برخی مسئولین وقت شورای عالی قضایی قرار میگیرد که خواستار ادامه تحقیقات و تعیین تکلیف پروندهها در دادگاه شده بودند. اما سرانجام پرونده که بارها با فشارهایی مواجه گردیده بود، متوقف گردید. در این میان 61 تن از وزرا، نمایندگان و مسئولین توماری به دفاع از متهمین امضا مینمایند و به محضر حضرت امام(ره) ارسال مینمایند و همزمان 62 نماینده مجلس نیز به قوه قضائیه تذکر داده و خواستار پیگیری جدی پرونده نخست وزیری میشوند. این طومار و تذکر مورد توجه رسانهها قرار میگیرد و متعاقب ارسال تومار به حضرت امام، ایشان آیتالله اردبیلی، رئیس وقت شورای عالی قضایی، موسوی خوئینیها دادستان وقت کل و دادستان وقت انقلاب تهران را به حضور میطلبند. آنگونه که گفته شده است، حضرت امام در آن جلسه بسیار عصبانی بودهاند و پس از استماع گزارشها و تأکید موسویخوئینیها به این که «به پرونده رسیدگی نمودیم و مسئله خاصی در پروندهها وجود ندارد»، دستوری میدهند که دوگونه نقل شده است. برخی نظر امام را این گونه میدانند که ایشان به دلیل شرایط جنگی کشور و بحرانهایی که به سبب اختلافات حاصل از این پرونده پدید آمده بود، فرمودهاند: «فعلاً مسکوت بماند.» برخی دیگر نیز مدعیاند که امام فرمودند که «متهمین را آزاد و پرونده را مختومه نمایید.» دادستان انقلاب تهران بلافاصله دستور امام مبنی بر آزادی متهمین را اجرا میکند اما درباره روند قضایی پرونده و اینکه دستور امام مسکوت ماندن یا مختومه شدن آن است اختلافی پدید ميآید. سرانجام موسوی خوئینیها خود مصاحبه کرده و از قول امام خبر از مختومه شدن پرونده ميدهد. جملات امام در آن جلسه اما از سوی خوئینیها در محافل به گونهاي نقل ميگردد که مورد انتقاد دیگر حضار قرار ميگیرد. نکته جالباينجا است که به رغم حساسیت بالایاين جلسه و علی رغم تلاش متهمین برای نسبت دادن مختومه شدن پرونده به امام، جملات امام در صحیفه نور درج نميگردد. اين اقدام با توجه به حضور چهرههای نزدیک به خوئینیها در مجموعه تدوین کننده صحیفه نور، ميتواند دو گونه تأویل گردد، یا با استناد به اينکه اين سخنان محرمانه بوده است، از درج آن خودداری شده تا نسخه مخدوش خوئینیها همچنان مستند بماند و یا امام برای جلوگیری از بالا گرفتن دوباره اختلافات، دستور به عدم انتشار واقعیت آن جلسه دادهاند. اما در خردادماه سال گذشته «عصرنو»، نشریه داخلی سازمان مجاهدین انقلاب در مقالهاي که تلاش مينمود اعضایاين سازمان را از اتهامشان در پرونده مبرا نماید؛ جملاتی را به امام نسبت داد که طبق حکم صریح امام مسموع نیست؛ بنیانگذار کبیر انقلاب در نامهاي در پاسخ به سؤال فرزندشان فرموده بودند: «مع الأسف در حالى كه من زنده هستم بسيارى از مطالب كه از طرف بعض اشخاص يا بعض گروهها در نوشتار و گفتارها به من نسبت مىدهند، برخلاف واقع است. امروز كتابها و رسالههاى فراوانى چاپ يا در دست چاپ است كه عامداً يا اشتباهاً براى دروغ پردازى و تاريخ سازى بنا شده است. بايد ملت عزيز بدانند كه ميزان در صحت آنچه به من نسبت داده شده است و مىشود نوشتههاى خود من و گفتههاى من كه ضبط شده است و گفتههاى من در زمان حياتم در روزنامههاى كثيرالانتشار مىباشد و يا به شهادت دو نفر عادل از اهل علم، خالى از گرايش به احزاب يا گروههاى سياسى ثابت شود. و قيد آخر براى آن است كه بعض اشخاص سياسى براى مقاصد خويش توجيه دروغ را مىنمايند، گر چه به حسب ظاهر موصوف به ديانت باشند. به خداى تبارك و تعالى پناه مىبرم از شرّ شيطان و نفس اماره ... روحاللَّه الموسوى الخمينى.» با پایان نیافتناين رویه، سید احمد خمینی نامه مجددی به پدر مينویسد که گاه جراید و بولتنها، سخنان شما را متفاوت نقل کردهاند، دراين موارد چه باید کرد و با تذکر اينکه «اين ترديد در جايى است كه دسترسى به صدا و خط حضرتعالى نيست و اين هم بسيار است چرا كه خيلى وقتها است كه صحبتهاى جنابعالى را من و يا يكى ديگر از دوستان مىنويسيم و بعد از تصويب شما به مطبوعات و غيره مىدهيم، چه كسى بايد تشخيص دهد آن جمله از حضرتعالى است يا نه؟» همچنین ميپرسد که مسئله ديگر اين است كه تكليف نامهها و نوشتهها و پيامها و فيلم و نوارها و اشعارتان كه بطور كلى منتشر نشده است و در بايگانى دفتر موجود است را هم روشن بفرماييد. و امام پاسخی ميدهند که تشخیص آن را منحصر به فرزندشان ميکنند «از آنجا كه شما را بحمداللَّه تعالى در مسائل سياسى و اجتماعى صاحبنظر مىدانم و در تمامى فراز و نشيبها در كنار من بودهاى و هستى و با صداقت و كياست امور سياسى و اجتماعى اينجانب را متصدى هستى، لهذا شما را براى تنظيم و تدوين كليه مسائل مربوط به خود- كه بسا در رسانههاى گروهى اختلافات و اشتباهاتى رخ داده است- انتخاب مىنمايم. و از خداوند متعال، كه حاضر و ناظر است، توفيقات شما را خواستارم. اميد است با صرف وقت و دقت نظر اين امر را به پايان برسانى.» اما در یک تخطی آشکار از اين رویه، بدون آنکه مورد انتقاد مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی - که قائم مقام آن آقای انصاری در انتخابات اخیر بارها به موارد بسیار سطحیتر از اين که علیه میرحسین موسوی بود واکنش نشان داده بود- قرار گیرد، در مقاله مذکور در ارگان اين سازمان، متنی به امام منصوب ميگردد که اينگونه آغاز ميگردد «علت اينكه آقايان را زحمت دادم اين بود كه نامهاي را عدهاي از آقايان براي من نوشته و فرستادهاند كه شهادت دادهاند ما اين افراد را ميشناسيم و تأييد ميكنيم و مسئله اين نيست كه چند نفر را بگيرند و محكوم كنند، بلكه قضيه اين است كه افراد مؤمن به انقلاب و جمهوري اسلامي را كنار بزنند و افرادي كه مخالفند كم كم روي كار بيايند... » و در ادامه مينویسد که پس از توضيحاتي كه اعضاي حاضر در جلسه دادند، حضرت امام دو دستور ميدهند. يكي اينكه «اين پرونده بايد خاتمه داده شود». و ديگر اينكه «اين افراد را من خودم بايد درباره شان تحقيق كنم ...». یکی از متهمیناين پرونده در مصاحبهاي در دفاع از خود به سخنان امام استناد ميکند و مأخذ آنرا متنی اعلام ميکند که موسوی خوئینیها در اختیار آنها قرار داده است. گویااين متن منتشر شده همان متنی است که خوئینیها منتشر نمود و مورد اعتراض حضار در جلسه قرار گرفت. اما آنچه مسلم است یکی از دلایل دستور امام (چه مسکوت ماندن باشد و چه خاتمه)، نامه 60 مسئول بهايشان و شهادت بر بیگناهی متهمین بوده است. در متناين نامه که با امضای سید محمد خاتميوزیر وقت ارشاد آغاز و با امضای عبدالکریم سروش خاتمه ميیابد، پس از مقدماتی آمده است « تا به امروز بیش از چند ماه است که جمعی از برادران مخلص و متعهد به اسلام و جمهوری اسلاميو از جمله یاران شهید رجايی که هر یک از ما یک و یا چند نفر از آنان را ميشناسیم، به اتهاماتی یکسر بی اساس و واهی و دردآور و زبانمال لال آنهم به خونخواهی آن شهید بزرگوار به بند کشیده شدهاند [...] تا به امروز بنا به حرمت و حفظ شئونات قوه محترم قضائیه کلاميابراز نکردیم ولی هنگامیکه مسئله از حد خواص ناگهان به صفحه اول روزنامه داخل کشور کشیده ميشود و به دنبال آن دستاویز و خوراک برای رادیوهای بیگانه فراهم ميکند، ناچار از بازگو کردناين درد شدیم و تقاضای امعان نظر عاجل داریم [...]» فارغ ازاينکه در ابتدای امر برخی از دوستان همین جریان به بیگناهی کشمیری نیز شهادت داده بودند؛ ادعای بیگناهی آنها در میان امضای تک تک آنها نیز تنها منحصر به چند متهم است اما آن را به کل متهمان تعمیم دادهاند. جملات امضا کنندگان نامه نیز،اينک پس از فرو افتادن نقاب نفاق از چهره برخی از متهمین، بسیار پند آموز است. به عنوان نمونه محمدهاشمی، ریاست وقت صدا و سیما، و از مؤسسین حزب کارگزاران در شهادت خود برای امام از 2 متهم نوشته است او نخست درباره محسن سازگارا یادآوری کرده است که او را از سال 1355 میشناسد و با ذکر صفاتی همچون جوانی پرجوش و خروش، متعهد و متدین و علاقه مند به انقلاب اسلامي و کاملاً مؤمن به اهداف آن اظهار ميدارد از هر نوع وابستگی ايشان را مبرا ميدانم، اتهام مذکور برایايشان بسیار ناروا و ناجوانمردانه است. «برادر اکبرهاشميرفسنجانی در ادامه در تبرئه خسرو تهرانی نیز مينویسد» از آبانماه 1359 در نخست وزیری با ايشان آشنا شدم، همانند آقای سازگارا از جوانان متدین، مسلمان و علاقه مند به اسلام و انقلاب اسلامي [...] کوچکترین اثری که بتوان در ايشان حتی شک نمود دیده نشده است.» البته همه امضاکنندگان یک سیاق را اتخاذ نکردهاند، به عنوان نمونه حسین نمازی کسی را تبرئه نکرده و تنها خواستار دقت در روش رسیدگی شده است تا هتک حرمت صورت نگیرد، اما مرتضی الویری کل متهمین را یکجا تبرئه کرده و مينویسد: «اگر جمله انقلاب فرزندان خود را ميخورد تنها یک مصداق در کشور ما داشته باشد، بدون تردید مصداقش همین عزیزان هستند...» دراين میان عناصری که به مکانیسم دستگاه قضا آشنا بودند، بدترین مواضع را به لحاظ حقوقی اتخاذ کردند. اسدالله بیات، خواستار فیصله پرونده در اسرع وقت ميشود و در ذیل نامه به امام مينویسد: «با توجه به شناختی که از اکثریتاين برادران از نزدیک دارم و تعهدی که به اسلام و امام و انقلاب اسلاميدارند، مناسب است قوه قضائیه سریع و قاطع مسئله را فیصله داده و افراد خدوم و صادق را مورد تشویق قرار داده تا مردم از خدمات آنها بهرهمند گردند»، دری نجف آبادی نیز بر حسباينکه یکی از متهمان را 3 الی 4 سال ميشناسد و اينکه عدهاي که از نظر او متعهد و مؤمن هستند، دخالت آن فرد را دراين جنایت هولناک بعید ميدانند، به تبرئه او دست یازیده است. اما طنزترین بخش نامه، شهادت بهزاد نبوی است که خود در ردیف متهمین است. او اتهام وارده را از سوی بیبیسی و «عمال و اذناب داخلیش عنوان ميکند و متهمین را نزدیک ترین و صدیق ترین یاران رجايی شهید مينامد. از دیگر امضا کنندگاناين نامه که امروز چهرههای شناخته شدهاي هستند، ميتوان به علی اکبر محتشمی، روغنی زنجانی، شافعی، زالی، سرحدی زاده، عابدی جعفری، عطاءالله مهاجرانی،هادی غفاری، محسن صفائی فرهانی، مصطفی تاج زاده، کمال خرازی، مرتضی حاجی و ... اشاره کرد. جالباينجا است که امضا کنندگاناين نامه را ميتوان به چند دسته تقسیم کرد. حامیان نشاندار منتظری، اعضای سازمان مجاهدین انقلاب، اعضای مجمع روحانیون مبارز و افرادی که اگرچه آن روز عضو تشکلی نبودند اما در آينده از مؤسسین و حامیان اصلی احزاب کارگزاران و مشارکت گردیدند. ![]() اين نامه با امضاي سيدمحمد خاتمي آغاز و با امضاي عبدالكريم سروش خاتمه مييابد!! ادامه مطلب را در رجا نیوز بخوانید: http://www.rajanews.com/detail.asp?id=36402 ارسال شده در مورخه : پنجشنبه، 26 شهريور ماه ، 1388 توسط admin
مرتبط با موضوع : نماينده فريدن درمجلس: منتسبين به امام نيزحق تضعيف نظام را ندارند [چهارشنبه، 15 مهر ماه ، 1388] نتیجه رای اعتماد به وزیران [پنجشنبه، 12 شهريور ماه ، 1388] مديرمسئول روزنامه كيهان: رئیس جمهور حکم مشایی را لغو کند [يكشنبه، 28 تير ماه ، 1388] توصيه به احمدينژاد در انتخاب اعضاي كابینه [يكشنبه، 28 تير ماه ، 1388] "طرح ملي خدمت"در دستور کار احمدی نژاد [يكشنبه، 28 تير ماه ، 1388] تغييرات كابينه آغاز شد [پنجشنبه، 25 تير ماه ، 1388]برای استفاده از سرویسهای مخصوص کاربران عضو فرم عضویت را تکمیل نمائید . |
امتیاز دهی به مطلب
تعداد آراء: 1 ![]() انتخاب ها
|